تبليغاتX
..:: اشک عاشق ::..

..:: اشک عاشق ::..

..:: من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم ::..

پست ثابت

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

با تشکر از حضور شما در وبلاگ اشک عاشق

امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد 

می نویسم همه هق هق تنهائی را       ***      تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

به سایت من هم سر بزنید

WwW.ANaBiNi.NeT

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 9:4  توسط ..:: ::.. 

روشهاي مبارزه با بحران بي شوهري

در راستاي اينکه بحران بي شوهري در جامعه امروز بوجود آمده کليه خانمهاي محترم مي تونن از روش هاي زير استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


1
ـ روش کوزه ايي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي


نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه .

2
ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن ميکني شکلات بين مردم تقسيم ميکني تا مرد آرزوهات بياد
.

نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين
.

3
ـ روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتي ميتوني خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بزاري همچين محکم ميپري تو بغلش و بهش مي چسبي که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه
.

نتيجه گيري : با تشکر از کليه سوسک هاي محترم مقيم مرکز و حومه
.

4
ـ روش تيپ : انواع تيپ هاي مختلف روي خودت پياده ميکني بيست و دو کيلو لوازم آرايش روي خودت خالي ميکني و سعي ميکني تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوري که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خيابون مي ايستي تا شوهر مناسب سوارت کنه
.

نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروي چندين و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفعه
!

5
ـ روش خر خوني : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشي بلاخره تو کل سال هاي مدرسه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشي
.
نتيجه گيري : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين
.

6
ـ روش مايه داري : با دوستان توي انواع پارتي هاي شبانه و پيست هاي اسکي و باشگاه هاي بيليارد و بولينگ هر کوفت و زهر مار ديگري که ميتوني شرکت ميکني و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز هاي ديگه
.

نتيجه گيري : سعي کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين
.

7
ـ روش مذهبي : توي انواع مجالس مختلف مذهبي شرکت ميکني توي هيچ چيز کم نمي آري جايي نيست که مراسمي باشه و تو اونجا نباشي تا بلاخره يه شوهر گيرت بياد
.

نتيجه گيري : التماس دعا خواهر
.

8
ـ روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداري و اسم تمام پسرهاي فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردن رو روش مي نويسي بعد شروع به بررسي و تفکيک ميکني و اونهايي که شرايط را دارن رو انتخاب ميکني و يه برنامه ريزي براي عمليات تاکتيکي که بلاخره يه کدوم رو خفت کني
.

نتيجه گيري : مي تونين روي يه بچه پنج ساله براي بيست سال آينده برنامه بريزين


9
ـ روش نامردي : جلوي يکي از اين ماشين هاي پليس يه دفعه مي پري پسره رو ميگيري تو بغلت و دستت رو ميکني تو دستش و ازش... (سانسور ) ميگيري تا بعد از تعهد توي کلانتري مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته اين روش براي اونهايي است که از کليه روش هاي بالا نا اميد شده اند.

نتيجه گيري : در تعهد نامه کلانتري حتما مقدار مهريه را ذکر کنين

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:15  توسط ..:: ::..  | 

پنج وارونه

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ 

خواهر كوچكم اين را پرسيد  

من به او خنديدم     

كمي آزرده و حيرت زده گفت  

روي ديوار و درختان ديدم  

بازهم خنديدم    

گفت ديروز خودم ديدم    

مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد    

آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد    

بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم    

بعدها وقتي غم    

سقف كوتاه دلت را خم كرد    

بي گمان مي فهمي    

پنج وارونه چه معنا دارد . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:8  توسط ..:: ::..  | 

دخترها از سال 1230 تا 1400 (ه.ش)

سال 1230 :

(مرد): دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم....


زن: آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد! نامحرم كه خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!


مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...


بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه.


سال 1280 :
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟


زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...


مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
 بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه


سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...


زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...


مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...


بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380
مرد: کجا ؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...


زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا)


مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...


سال1400
زن: دخترم حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...


بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 17:37  توسط ..:: ::..  | 

شوهر نمونه !!!! (lol)

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن:  سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد: سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن: مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد: چنده؟
زن: شصت هزار دلار
مرد: باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد: خداحافظ
مرد: گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 19:47  توسط ..:: ::..  | 

دعاي قبل از ازدواج

دعاي قبل از ازدواج

دعاي دختر مجرد: اللهم عجل في ازدواجنا و تکميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدرکا و رشيدا قدا و مالا کثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا

دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمت

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:57  توسط ..:: ::..  | 

زنها به پنج گروه تقسیم میشن!

زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:‌

گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!

گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن!

گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!

گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي صد بار‌آرزوي مرگ كنن

گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن !

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:37  توسط ..:: ::..  | 

خاطرات دختر دانشجوی دم بخت

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

خاطرات دختر دانشجوی دم بخت

 

دوشنبه اول مهر: امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد دانشگاه پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت: بله، اما تشكيل نمي شه! و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد. با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه؟ گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

 

دو هفته بعد، دوشنبه : امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

 

 چهارشنبه : امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

 

 جمعه : امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

 

 سه هفته بعد شنبه : امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

 

 سه شنبه : امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي‌كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

 

 چهارشنبه : امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي‌خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي‌شوم؛ اما من قبول نمي‌كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند

 

 جمعه : امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

 

 دوشنبه : امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

 

 پنچ شنبه : امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

 

 دوشنبه : امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

 

 شنبه : امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

 

 يكشنبه : امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

 

 *** ترم آخر ***: تا امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دونم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشم ...!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:29  توسط ..:: ::..  | 

لبخند

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

عشق با روح شقایق زیباست

 

عشق با حسرت عاشق زیباست

 

عشق با نبض دقایق زیباست

 

عشق در حسرت دیدار تو زیباست

 

 

******************************

 

 

کاش در دریای هستی قصه ی طوفان نبود

 

تا که با هم قا یقی بی بادبان می ساختیم . . .

 

 

******************************

 

 

بر خاک بخواب نازنين تختي نيست

 

 آواره شدن حکايت سختي نيست

 

 از پاکي اشکهاي خود فهميدم

 

 لبخند هميشه راز خوشبختي نيست . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 8:51  توسط ..:: ::..  | 

یادمان باشد

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

جدایی تا نباشد

 

دوست قدر دوست کی داند

 

شکسته استخوان داند

 

قدر مومیائی را . . .

 

 

******************************

 

 

چنانت دوست می دارم

 

که گر روزی فراق افتد

 

تو صبر از من توانی کرد

 

من صبر از تو نتوانم . . .

 

 

******************************

 

 

اگه بری منم ﻣﻳرم

 

ﻣﻳرم و دﻳوونه ﻣﻳشم

 

ﻣﻳرم توی وﻳرونه ها

 

اﺳﻳر و بی خونه ﻣﻳشم

 

 

******************************

 

 

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 

 وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

 

 پر پروانه شکستن هنر انسان نيست

 

 گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم

 

 يادمان باشد سر سجاده عشق

 

 جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

 

 يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند

 

 طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:14  توسط ..:: ::..  | 

چرا ؟؟؟

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

شيشه ای می شکند

 

يک نفر می پرسد

 

چرا شيشه شکست؟

 

مادر می گويد :

 

شايد اين رفع بلاست

 

يک نفر زمزمه کرد

 

باد سرد وحشی مثل يک کودک شيطان آمد

 

شيشه ی پنجره را زود شکست

 

کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرور شکست

 

عابری خنده کنان می آمد

 

تکه ای از آن را برمی داشت

 

مرهمی بر دل تنگم می شد

 

اما امشب ديدم

 

هيچ کس هيچ نگفت

 

غصه ام را نشنيد

 

از خودم می پرسم

 

آيا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟

 

دل سخت شکست

 

اما . . .

 

هيچ کس هيچ نگفت

 

و نپرسيد  . . .!!!

 

چرا؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 8:44  توسط ..:: ::..  | 

به چشمانت بیاموز

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

 

 

زندگی را دور بزن


و آن گاه که بر نوک بلند ترین قله ها رسیدی


لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند . . .

 

 

******************************

 

 

زندگی یعنی تکاپو

 

زندگی یعنی هیاهو

 

زندگی یعنی شب نو  روزنو  اندیشه نو

 

زندگی یعنی غم نو  حسرت نو  پیشه نو

 

زندگی می بایست سرشار از تازگی باشد

 

زندگی همچون آب است

 

آب اگر راکد بماند

 

چهره اش افسرده خواهد شد

 

 

******************************

 

 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

 

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

 

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

 

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم

 

 

*****************************

 

 

به چشمانت بیاموز:

 

که هر کس ارزش دیدن ندارد

 

به دستانت بیاموز:

 

که هر گل ارزش چیدن ندارد

 

به قلبت بیاموز:

 

که هر کس کنج آن جای ندارد

 

و بیاموز که ...

 

آبی بودن عشق می خواهد

 

 

******************************

     

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 22:49  توسط ..:: ::..  | 

هرگز نمیر

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

در غروب سرد عشق

 

              اﻳﻥ جمله را با من بخوان

 

                                  مرگ تو مرگ من است

 

                                                         پس تمنا می کنم

 

                                                                              هر گز ﻧﻣﻳر . . .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 7:51  توسط ..:: ::..  | 

سخت می گریم

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

بعضی وقتها می تونی با یه شعر همه حرفهای دلتو بگی:

 

نگاه ساکت باران به روی صورتم دردانه می لغزد


ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم


به ظاهر گر چه می خندم


ولی اندر سکوتم سخت می گریم . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:3  توسط ..:: ::..  | 

امید

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

دل به امید ببند


نا امیدی کفر است 


چشم ما بر فرداست


ز تبسم مگریز

 

 درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 7:0  توسط ..:: ::..  | 

پای پیاده

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

تو شروع آسمونی

 

می دونستم نمی دونی


چشم تو آخر دنیاست

 

خودت این و نمی دونی


داشتن و نداشتن تو

 

گاهی سخته گاهی ساده


اگه راهی اگه بیراه 

 

منم و پای پیاده

 

منم و پای پیاده . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:22  توسط ..:: ::..  | 

ای عشق

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

ای عشق


کاش می شد من و تو . . .

 

دست در دست قضا


راه به شالوده ی این نظم غم آلوده بریم


و برش اندازیم


سپس از نو فلکی تازه چنان پی فکنیم


که دل آسوده به کامش برسد . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 6:56  توسط ..:: ::..  | 

مرگ عشق

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

 

می رسد روزی که بی من لحضه ها را سر کنی

 

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

 

خاطرات کهنه ام را مو به مو از بر کنی . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 6:42  توسط ..:: ::..  | 

گناهم را ببخش

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

 

و یا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ دیدم

 

اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی

 

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی

 

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

 

برای دیگران بهار و برای تو خزان بودم

 

اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام کردی

 

اگر زجری کشیدی تو گاهی از زبان من

 

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

 

                                            گناهم را ببخش

            

                                                          گناهم را ببخش

 

                                                               گناهم را ببخش  . . .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 8:16  توسط ..:: ::..  | 

دستها بالا بود

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

دستها بالا بود

 

هر کسي سهم خودش را طلبيد

 

سهم هر کس که رسيد


داغ تر از دل ما بود

 

ولي نوبت من که رسيد


سهم من يخ زده بود!

 

سهم من چيست مگر

 

يک پاسخ


پاسخ يک حسرت!

 

سهم من کوچک بود


قد انگشتانم

 

عمق آن وسعت داشت

 

وسعتي تا ته دلتنگيها

 

شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 8:52  توسط ..:: ::..  | 

باز باران

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

 

باز باران بي ترانه

 

گريه هايم عاشقانه


مي خورد بر سقف قلبم

 

ياد ايام تو داشتن


مي زند سيلي به صورت

 

باورت شايد نباشد


مرده است قلبم ز دستت

 

فكر آنكه با تو بودم


با تو بودم شاد بودم

 

توي دشت آن نگاهت


گم شدن در خاطراتت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 8:31  توسط ..:: ::..  | 

لالائی

WwW.Bo2Eshgh.blogfa.CoM

 

 

لا لالالا نخواب دنيا خسيسه

 

واسه كم آدمي خوب مي نويسه

 

يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده است

 

يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه

 

لا لالالا نخواب عاشق يه سيبه

 

هميشه سرخ و تب دار و غريبه

 

تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست

 

پايين هم كه مي افته بي نصيبه . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 9:41  توسط ..:: ::..  |